أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

373

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

از آن سبب كه تجارت براى زيادتى « 1 » مال كنند گفت : يكى ده عوض باشد و هفتاد و هفتصد و زيادت « 2 » ؛ گفت : كيست آن كسى كه خداى را قرضى نيكو « 3 » دهد تا خداى تعالى آن قرض وى را زيادت گرداند و در وقتى كه درماند و بازماند بوى رساند و او را مزدى بزرگوار و جزائى خالص باشد .

--> ( 1 ) - اندكى پيش نسبت بياء « زيادتى » تحقيقى از صاحب غياث اللغات نقل شده است كه ياء را در امثال اين مصدر در فارسى گاهى علاوه مىكنند فراجع ان شئت . ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « و از يك روى با تجارت ماند كه يكى را ده عوض باشد و هفتاد و هفتصد » و در مجمع البيان : « [ فَيُضاعِفَهُ لَهُ اى يضاعف له الجزاء من بين سبع الى سبعين الى سبعمائة » . ( 3 ) - طبرسى ( ره ) در مجمع البيان نسبت بمعنى « القرض الحسن » گفته : « و قال أهل التحقيق : القرض الحسن ان يجمع عشرة أوصاف » ( و پس از ذكر آنها گفته ) « فهذه الاوصاف العشرة اذا استكملتها الصدقة كان ذلك » و آن ده صفت همانست كه مولى فتح اللّه ( ره ) آنها راى به اين عبارت در منهج الصادقين ترجمه و ايراد كرده است « [ قَرْضاً حَسَناً ] يعنى قرضى نيكو و اهل تحقيق برآنند كه قرض نيكو كه خداى تعالى در اين آيه بيان مىفرمايد آنست كه جامع ده صفت باشد پس هنگامى كه آن صفات ده گانه را واجد شد از مصاديق « قرض حسن » شده و مشمول حكم اين آيت خواهد بود ؛ « و علماى محقّقين گفته‌اند كه ؛ قرض حسن آنست كه جامع اين ده صفت باشد : اوّل - آنكه از مال حلال باشد زيرا كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه [ و آله ] فرمود كه : إنّ اللّه طيّب لا يقبل الّا الطيّب . دوّم - آنكه از أموال نفيسهء متصدّق باشد نه آنكه ردىّ آن را تصدّق نمايد لقوله تعالى : [ وَ لا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ ] . سيّم - آنكه محبّ آن مال باشد و راجى بحيات خود زيرا كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه [ و آله ] را از أفضل صدقه سؤال كردند فرمود كه : أن تعطيه و أنت صحيح شحيح تأمل العيش و تخشى الفقر و لا تمهل حتّى اذا بلغت النفس التّراقى قلت : لفلان كذا و لفلان كذا ؛ يعنى افضل صدقه آنست كه تصدّق كنى آن را در حالتى كه تندرست باشى و نفس تو در تصدّق كردن به آن خسّت نمايد و اميد بزندگى خود داشته باشى و از درويشى ترسى و آن را تعويق نيندازى تا وقتى كه روح بحنجره رسد گوئى : مر فلان را اين مال باشد و مر فلان ديگر را آن مال . چهارم و پنجم - آنكه در كتمان آن كوشد و آن را با حوج مردمان دهد لقوله تعالى : و أن تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم . ششم - آنكه در عقب آن منّت ننهد و اذيّت نرساند لقوله تعالى : [ لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى ] . هفتم - آنكه به آن قصد قربت بكند و آن را بريا منسوب نسازد چه ريا مذموم است شرعا و مثمر عدم ترتّب ثواب بر آن عمل . هشتم - آنكه متصدّق به را حقير شمرد اگرچه بسيار باشد ؛ زيرا كه متاع دنيا قليل است نسبت بنعيم عقبى . نهم - آنكه از أحبّ أموال او باشد لقوله تعالى : لن تنالوا البرّ حتّى تنفقوا ممّا تحبّون . دهم - آنكه با وجود احتياج خود به آن تصدّق نمايد زيرا كه آن اقربست باخلاص » .